
خودش میگوید، موسیقیدان میشد. عشق به موسیقی و سرودن از همان کودکی در او بوده و هنوز هم هست.
وی در سال ۱۳۵۸ با فرزانه داوری ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک دختر به نام اِلیانا است که شغلش معماری است.
شهرت او با «خاکستر و بانو»، «جشن ناپیدا» و بهویژه «قصیدهٔ لبخند چاکچاک» تثبیت شد. در سالهای اخیر نیز آثاری چون: «قطار سفید» و «رقص با گذرنامهٔ جعلی» از او منتشر شده است.
وی در سال ۱۳۸۱ هم جایزهٔ بنیاد بیژن جلالی (در عرصهٔ تحقیق) و هم جایزهٔ شعر احمد شاملو (برای «منظومهٔ بازگشت و اشعار دیگر») را دریافت کرد. همچنین نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای بازی در فیلم سینمایی «احتمال باران اسیدی» و نامزد دریافت عنوان شاعر برگزیده از سوی جشنواره ادبی آسیا در کره جنوبی شد.
او به تقابل عشق و نفرت باور دارد و معتقد است چون عشق را نمیشناسیم از آن دوری میکنیم. مرگ نیز از بنمایههای اصلی شعر اوست که اغلب با طنزی تلخ و اعتراضآمیز به آن پرداخته است.
پروفایل شما بهروزرسانی شد.
زندگینامه محمد شمس لنگرودی
شمس لنگرودی فقط شاعر «لبخند چاک چاک» نیست! او رمان مینویسد، بازیگری میکند، موسیقی در سر میپروراند و به تازگی از ادبیات کهن نیز سر در آورده است.
آنچه در ادامه میخوانید، روایتی است از زوایای مختلف زندگی این هنرمند که مطالعه آن خالی از لطف نیست.
از مدرسه بازرگانی رشت تا اولین شعر چاپ شده!
محمدتقی جواهری گیلانی، معروف به شمس لنگرودی، ۲۶ آبان ۱۳۲۹ در محلهٔ آسید عبدالله شهر لنگرود در خانوادهای روحانی به دنیا آمد؛ پدرش جعفر شمس لنگرودی ۲۵ سال امام جمعهٔ لنگرود بود. در مهر 1349 تحصیل در مدرسه عالی بازرگانی را آغاز کرد و با مدرک کارشناسی فارغالتحصیل شد.
همان سالهای اقامت در رشت، در دبیرستانهای این شهر تدریس میکرد و همزمان اولین شعرش در هفته نامه «امید ایران» منتشر شد. نکتهٔ مهم اینکه دیپلم او ریاضی بود و تحصیلات دانشگاهیاش هم هیچ ربطی به ادبیات نداشت؛ با این حال از نوجوانی تحت تأثیر پدرِ شاعر و مادرِ کتابخوان به شعر روی آورد.
یک سال زندان و ده سال سکوت
در شهریور ۱۳۶۱، لنگرودی بازداشت و در اوین زندانی شد و حدود یک سال بعد آزاد شد؛ تجربهای که به گفتهٔ خودش افکار و جهانبینیاش را عمیقاً تغییر داد. پس از آزادی، چهار مجموعهٔ شعر در دههٔ شصت منتشر کرد، اما سپس حدود ده سال را در سکوت کامل شعری گذراند.
این سکوت در سال ۱۳۷۹ با انتشار «نتهایی برای بلبل چوبی» شکست؛ کتابی که به گفتهٔ منتقدان، فاصلهٔ او را با دورهٔ اول شاعریاش (که تحت تأثیر شاملو بود) بهروشنی نشان داد.
25 سال تدریس تاریخ هنر در دانشگاه
لنگرودی فقط شاعر و رمان نویس نیست؛ او سالها مدرس فلسفهٔ تحول هنر و ادبیات غرب در دانشگاههای مختلف بوده است. به مدت ۲۵ سال در دانشگاه آزاد اراک و تهران، دانشگاه تهران و مدرسهٔ عالی هنر و معماری پارس، تاریخ هنر تدریس کرده است.
این پیشینهٔ آکادمیک، بهویژه در حوزهٔ تاریخ هنر، یکی از وجوه کمتر شناختهشدهٔ شخصیت اوست که در بسیاری از معرفیهای کوتاه نادیده میماند.
القاب و ویژگیهایی که کمتر به آنها پرداخته شده
ویژگی اصلی شعرهای لنگرودی، زبان ساده و کوتاه نویسی همراه با طنزی تلخ است که به زندگی روزمره و عشق میپردازد. او خود شعر را نه «ساختن» بلکه «سرودن» میداند و بر همین اساس، برخی منتقدان او را «شاعر ماندگار» لقب دادهاند.
در کنار «شاعر لبخند چاکچاک»، لقب کمتر رایج «بنجامین باتن ادبیات ایران» هم به او نسبت داده شده است (اشارهای به بازگشتهای مکرر و مسیر غیرخطی او در ادبیات.)
زندگی امروز و فعالیتهای اخیر
شمس لنگرودی اکنون ۷۶ ساله و کاملاً فعال است. او نزدیک به ۲۳ سال است که در شهرک آپادانا در تهران زندگی میکند و دلیل انتخاب این محل را «فضای سبز، خلوتی و سکوت» عنوان کرده است. در این شهرک بیشتر او را بهعنوان شاعر میشناسند تا بازیگر، چون فیلمهایش در سینماهای عمومی اکران نشدهاند.
او همچنان مینویسد، مصاحبه میکند و در رویدادهای ادبی حضور دارد؛ نشانهای روشن بر اینکه برخلاف دههٔ شصت، این بار سکوت را انتخاب نکرده است.