
پورداوود پس از دو سال و نیم تحصیل زبان فرانسه در بیروت، به ایران بازگشت. اما خیلی زود، از رشت راهی باکو و وین شد و از آنجا به فرانسه رفت. در آن زمان حدود 25 سال داشت. در فرانسه ابتدا در شهر بووه دوره دبیرستان را گذراند و سپس وارد دانشگاه پاریس شد و در رشته حقوق تحصیل کرد. استادان او شارل ژید و پلانول از نامآوران حقوق بودند.
وی در پاریس همراه محمد قزوینی روزنامه «ایرانشهر» را منتشر کرد که هدفش مقابله با نفوذ روس و انگلیس بود، اما با شروع جنگ تنها سه شماره از آن چاپ شد. سپس به بغداد رفت و با همکاری جمالزاده روزنامه «رستخیز» را بنیان گذاشت و خودش با نام مستعار «گل» سردبیری آن را بر عهده گرفت. وقتی انگلیسیها کوتالعماره را هم تصرف کردند، او ناچار به کرمانشاه عقبنشینی کرد و همانجا انتشار روزنامه را ادامه داد. اما با اشغال کرمانشاه توسط روسها دوباره به بغداد بازگشت و سرانجام به دلیل سانسور شدید عثمانی، روزنامه تعطیل شد.
ابراهیم پورداوود حدود 27 سال در دانشگاه تهران تدریس کرد و در سال 1342 (1963 میلادی) بازنشسته شد. اما فقط سه سال بعد، در سال 1346 عنوان «استاد ممتاز» به او اعطا شد. پس از بازنشستگی عملاً از صحنه عمومی کنار رفت و تمام وقتش را صرف مطالعه و پژوهش کرد. همچنین با ایرانشناسان بزرگ غربی مثل: مارکوارت، براون و مینورسکی مکاتبه و تبادل نظر داشت.
پروفایل شما بهروزرسانی شد.
اشتراک گذاری صفحه
ابراهیم پورداوود، زادگاه و خانوادهای که مسیر او را ساخت
ابراهیم پورداوود رشتی «استاد فرهنگ ایران باستان در دانشگاه تهران» در 20 بهمن 1264 در محله سبزه میدان شهر رشت زاده شد. خانهای که او در آن به دنیا آمد، بعدها به دبستان عنصری تبدیل شد؛ انگار از همان آغاز، سرنوشت این خانه با آموزش گره خورده بود.
وی چهارمین پسر خانواده بود و پدرش حاج داوود از بازرگانان سرشناس رشت بود. برادرانش هر یک نامی برای خود داشتند: میرزا باقر سردبیر روزنامه جنگل بود و مهدی اهل قلم، اما ابراهیم راهی متفاوت در پیش گرفت. پدرش بخشی از حیاط خانه را به مکتبخانه اختصاص داده بود و ابراهیم از 5 و 6 سالگی در همان مکتب درس خواند. جالب اینکه این مکتبخانه بعدها به آرامگاه خانوادگی تبدیل شد.
نوجوانی، سفرها و ازدواجش در آلمان
پورداوود پس از مکتب، مدتی به مدرسه سنتی دینی رفت اما خیلی زود آن را رها کرد و در سن 20 سالگی به همراه برادر و استادش عبدالرحیم خلخالی به تهران رفت و طب سنتی را فرا گرفت.
سال بعد از راه قم، بغداد و حلب به لبنان رفت. در بیروت زبان و ادبیات فرانسه را فرا گرفت. در همانجا بود که نام خانوادگی «پورِداوود» را برای خود برگزید. برخلاف برادرانش که «داودی» یا «داودزاده» بودند. این نام در انحصار خودش ماند، چون پورداوود هیچگاه صاحب فرزند پسر نشد. در آلمان ازدواج کرد و یگانه فرزندش پوراندخت در آنجا به دنیا آمد.
پس از 2 سال و نیم از بیروت برای دیدار خانواده به رشت برگشت و مدتی بعد به پاریس رفت و حقوق خواند، اما جنگ جهانی اول مسیرش را تغییر داد. در آلمان با محمد قزوینی و سید حسن تقیزاده ارتباط نزدیک پیدا کرد و به مجله کاوه پیوست. همچنین با خاورشناسانی چون مارکوارت آشنا شد که همین دوستی و آشناییها او را به سمت ایران شناسی و اوستا کشاند.
پیوند با پارسیان و بازگشت ابدیش
در سال 1304 به دعوت پارسیان هند به بمبئی رفت و دو سال و نیم در کنار زرتشتیان به ترجمه اوستا و انتشار آثاری چون: خرمشاه و پوراندختنامه پرداخت. لذا مهمترین دستاوردش ترجمه و گزارش اوستا به فارسی روان بود. به همین دلیل لقب «زنده کننده فرهنگ ایران باستان» را به او دادند.
درگذشت و محل خاکسپاری
در بهمن 1316 برای تدریس در دانشگاه تهران به ایران برگشت. در سال 1343 بازنشسته شد اما تا پایان عمر دست از پژوهش نکشید. سرانجام در 26 آبان 1347 در تهران درگذشت و در آرامگاه خانوادگیش در رشت به خاک سپرده شد.