فهرست مطالب
بیتی از افراشته «بشکنی ای قلم ای دست اگر / پیچی از خدمت محرومان سر» سالها سرتیتر روزنامه چلنگر بود.
سوالات متداول
در انتخابات مجلس هفدهم، محمدعلی افراشته در رشت با چه شرایطی روبهرو شد؟
افراشته در انتخابات مجلس هفدهم از رشت نامزد شد و با استقبال گسترده مردم روبهرو گردید؛ اما بنا بر متن، ارتش و شهربانی با سرکوب هواداران او و دخالت در روند رأیگیری، زمینه پیروزی نامزد مورد حمایت حکومت را فراهم کردند.
کدام شعرهای محمدعلی افراشته جایزه بینالمللی دریافت کردند؟
دو شعر «شغال» و «برف» از محمدعلی افراشته موفق به دریافت جایزه بینالمللی شدند.
نصرتالله نوح پس از کودتای ۲۸ مرداد چه نقشی در زنده نگهداشتن یاد محمدعلی افراشته داشت؟
نصرتالله نوح، که جوانترین همکار و شاگرد افراشته بود، در دورانی که کتابها و روزنامهٔ «چلنگر» در دسترس نبودند و انتشار اشعار افراشته ممنوع بود، با خواندن شعرهای او در محافل مختلف، یاد و آثارش را زنده نگه داشت و به نسل پس از کودتا شناساند.
نظرات شما

محمدعلی راد بازقلعهای معروف به محمدعلی راد افراشته در سال ۱۲۸۷ خورشیدی (۱۹۰۸ میلادی) در روستای بازقلعه از توابع سنگر رشت به دنیا آمد. او داستاننویس، روزنامهنگار، طنزپرداز، شاعر و مؤلف ایرانی بود. بیشتر شهرتش را مدیون شعر طنز سیاسی و اجتماعیاش بود.
برای آشنایی بیشتر با زندگی پرفرازونشیب محمدعلی افراشته، از دوران کودکی و فعالیتهای روزنامهنگاری او تا شعرهای طنزآمیز و نقش ماندگارش در ادبیات ایران، ادامه مطلب را بخوانید.
کودکی سخت و مشاغل گوناگون محمد علی افراشته
کودکی افراشته آسان نبود و از جوانی برای معیشت دنبال کار رفت. در این سالها شغلهای بسیار عوض کرد: گچفروشی، پادویی در شرکتهای ساختمانی، شاگردی در بنگاههای املاک، معماری در شهرداری، معلمی و حتی بازیگری، تئاتر، مجسمهسازی، نقاشی و سرانجام روزنامهنگاری و شاعری را دنبال کرد.
سالها هم در شهرداری تهران کار کرد. این تجربهها او را به زندگی کارگران، دلالان، محتکران و روستاییان نزدیک کرد. بیشتر مضمونهای شعر و داستانهایش از همین دنیا آمده است.
ویژگیهای شعر و طنز افراشته
افراشته از شاعرانی بود که با زبانی ساده، شیرین و عامیانه، احساسات و مشکلات زندگی مردم را بیان میکرد. او به قالبهای سنتی شعر موزون پایبند نبود و در نظم و نثر، از طنز برای نشان دادن واقعیتهای جامعه بهره میگرفت.
مخاطبان آثارش بیشتر مردم عادی و کمسواد بودند و شخصیتهای شعر او را محرومان، زحمتکشان و آوارگان شهرها و روستاها تشکیل میدادند. فقر، بیکاری، تبعیض، آوارگی، رشوهخواری و فساد حاکمان از مهمترین موضوعات آثار او بود. همچنین، آشنایی نزدیک با زندگی مردم باعث شد در ترسیم شخصیتهای اداری و بازاری موفق باشد.
یکی از شعرهای معروف او شعر برف است که بر وصف فقرا و اغنیا است. ابیاتی از این شعر:
توی این برف چه خوبست شکار-آی گفتی
گردش اندر ده ما، آنور غار-آی گفتی
ضرب تهرانی و آواز قمر، ساز صبا
رقص شرقی و غزلهای بهار-آی گفتی
با تلنگر، به لب میز غذا تق تق تق
پنجههای مانیکور، گرم به کار-آی گفتی
ورود به مطبوعات و ادبیات
همکاری او با مطبوعات از سال ۱۳۱۴ و با روزنامه «امید» شروع شد. بعد در مجله «توفیق» طنز خود را آزمود. تا شهریور ۱۳۲۰ بیشتر بهعنوان شاعر گیلکیگو شناخته میشد. اما فضای باز سیاسی پس از شهریور ۱۳۲۰ به او فرصت داد جایگاهش را در مقام شاعر مردمی، مبارز و انساندوست تثبیت کند. از آن سالها تا پایان ۱۳۲۹ شعرهایش در نشریات حزب توده منتشر میشد.
افراشته در کنگره نویسندگان ایران، شاعری برای مردم کوچه و بازار
افراشته در تیرماه ۱۳۲۵ در کنگره نویسندگان و شعرای ایران در تهران حضور یافت. گردهماییای که توسط انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی برگزار شد و چهرههای سرشناسی مانند: ملکالشعرای بهار، علامه دهخدا، احسان طبری، صادق هدایت، نیما یوشیج و کریم کشاورز در آن شرکت داشتند.
افراشته هنگام سخن گفتن، با زبانی ساده و طنزی خاص، شعر خود را به پزشکی تشبیه کرد که در محلههای جنوب شهر با هزینهای اندک مردم را درمان میکند. او توضیح داد که شعرش برای مردم عادی و طبقات فرودست جامعه است؛ حتی اگر طرفداران شاعران کلاسیک مانند انوری و عسجدی آن را نپسندند.
این شاعر در همان کنگره، دو اثر خود با عنوانهای «شغال محکوم» و «پالتوی چهاردهساله» را خواند و بر هویت مردمی شعرش تأکید کرد.
انتشار روزنامه چلنگر
مهمترین کار مطبوعاتی افراشته، روزنامه «چلنگر» بود. از ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ آن را منتشر کرد که نام آن را صادق هدایت پیشنهاد داد. چلنگر در روستاها به کسی میگفتند که قفل و منقل و سهپایه تعمیر میکرد. روزنامه دو ورق بود و چهار صفحه داشت و قیمتش دو ریال بود. بیشتر مطالبش را خود او مینوشت. گاهی شعر و داستان کوتاه گیلکی هم میآورد.
این روزنامه بیشتر برای مردم جنوب شهر و طبقه پایین بود. چلنگر با رشد جنبش ملی شدن صنعت نفت بیشتر دیده شد اما در نهایت انتشار چلنگر با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ قطع شد.
نشریهٔ «چلنگر» پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بار دیگر مجددا انتشار یافت، اما بهدلیل ترویج دیدگاههای مارکسیستی و اتهام ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی و حزب توده ایران، فعالیت آن متوقف شد.
آثار محمدعلی افراشته
محمدعلی افراشته از شاعران و نویسندگان گیلانی بود که آثارش با زبانی طنزآمیز، مسائل اجتماعی و زندگی مردم را بازتاب میداد. نوشتهها و سرودههای او در قالب مجموعههای شعر، داستان کوتاه، نمایشنامه و سفرنامه گردآوری و منتشر شدهاند.
بسیاری از این کتابها بعد از مرگش و به همت دوستان و شاگردانش منتشر شدند. از شعرهای مشهورش نیز میتوان به «شغال»، «برف» و «برف اغنیا و فقرا» اشاره داشت.
زندگی خانوادگی افراشته
افراشته متأهل بود و زندگی خانوادگیاش با همسر و ۳ پسرش شکل میگرفت. اما دوران تبعید برای او با فقدانی تلخ همراه شد و یکی از پسرانش را به دلیل نارسایی قلبی از دست داد.
مهاجرت محمدعلی افراشته به بلغارستان
محمدعلی افراشته پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حدود یکسالونیم بهصورت مخفیانه در ایران زندگی کرد و سرانجام در اواخر سال ۱۳۳۴ از کشور خارج شد.
او در بلغارستان با نام مستعار «حسن شریفی» اقامت گزید و در سال ۱۳۳۶ داستانهایش را در هفتهنامه بلغاری «استرشل» (زنبور قرمز) منتشر کرد. افراشته با وجود دشواریهای زبان، آثارش را برای ترجمه به بلغاری یا ترکی میسپرد و نوشتههایش با استقبال خوانندگان روبهرو میشد.
درگذشت محمد علی افراشته در صوفیه
افراشته در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۳۸ (حدود ۷ مه ۱۹۵۹) در صوفیه و در ۵۱ سالگی درگذشت. بر اساس آنچه نقل شده، او از بیماری قلبی رنج میبرد و با سکته قلبی درگذشت.
سنگ قبر تیرهرنگش در صوفیه همان بیت معروفش را دارد: «بشکنی ای قلم ای دست اگر / پیچی از خدمت محرومان سر».