نسیمی که از میان شالیزارها میگذرد، عطر شکوفههای درختان و بوی مطبوع سبزه تازه را با خود حمل میکند و مردم این دیار را آهسته به استقبال فصل بهار فرا میخواند.
پیش درآمد نوروز، وقتی خانهها بیدار میشوند
هفتهها قبل از فرارسیدن تحویل سال، خانههای گیلانی با شور و حرارتی مضاعف جان میگیرند. فرشهای شسته شده روی دیوارها و لباسها روی طنابها آویزان میشوند؛ پنجرهها برق افتاده و مادرها با روسریهای گلدار بین اتاقها در رفت و آمد هستند.
آیین خانهتکانی که در این منطقه با وسواس خاصی انجام میگیرد، صرفاً یک تمیزکاری عادی نیست! بلکه نمایانگر زدودن غمها و کدورتهای سال کهنه است. هر گرد و غباری که از خانه خارج میشود، گویی بار سنگینی از دلها برداشته شده و سبکی و طراوت را به ارمغان میآورد.
در گوشهای از حیاط، ظرفهای سفالی مملو از گندم و عدس آماده میشوند، تا تبدیل به سبزههای نوروزی شوند. کاشت سبزه برای مردم شهر رشت و گیلانیها تنها یک رسم ساده نیست. این عمل، گفتوگویی میان روح انسان و سخاوت زمین است.
همچنین جوانهزدن سبزه، پیمانی برای آغاز زندگی دوباره و سالی پربرکت است. در برخی مناطق، زنان با خواندن دعاهای مخصوص، برکت و فراوانی را برای سفره هفت سین خود طلب میکنند.
حال و هوای بازارها و هیاهوی مردم دیدنی است!
با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال، شور و هیجان خاصی در بازارهای گیلان حکم فرما است. در بازارهای سنتی، از رشت تا لاهیجان و لنگرود، مردم به دنبال خرید لوازم نو، ماهی قرمز و خوراکیهای محلی هستند.
در میان ازدحام خریداران، عطر ماهی تازه، سبزیهای محلی و شیرینیهایی نظیر: قطاب، کلوچه و کوکی میپیچد. این جنب و جوش و هیاهو، تصویری زنده از آمادگی مردم برای استقبال از سال نو و روزهای سرشار از رزق و برکت است.
نوروز خوانی (آوازهایی که به استقبال بهار میروند)
همزمان با نزدیک شدن نوروز، صدای دلنشین نوروزخوانان از شرق تا غرب گیلان طنینانداز میشود. نوروزخوانان، با جامههای رنگین و اجرای اشعار آهنگین، کوچه به کوچه قدم میزنند و مژده فرارسیدن سال نو را به اهالی خانهها میدهند.
مردم نیز با اهدای عیدیهایی نظیر: شیرینی، گردو، تخممرغ یا وجه نقد، لبخند را بدرقه راهشان میکنند.
در کنار این آیین، نمایش سنتی «تَکمگردانی» جزو یکی دیگر از آداب و رسوم مردم گیلان است. تکمگردانان، عروسکی چوبی به شکل بز معروف به تَکم را در دست میگیرند و قصههای باستانی را در قالب شعر و آواز روایت میکنند.
تکم در فرهنگ گیلانی، نماد برکت، شادی و سرآغازی نو است، که ورود آن به هر کوچه، به مانند بیدار کردن آن خانه از خواب زمستانی است.
شب چهارشنبه سوری و صدای آتش در گیلان
آیین چهارشنبه سوری در گیلان فراتر از پریدن از روی آتش است. در این زمان فضا آکنده از عطر اسپند و دود مطبوع آتشی میشود که بر دل کوچهها مینشیند.
بر اساس باورهای کهن، خرید گمج، گل و اسپند در این روز خوشیمن است و خانه را از هر گونه چشمزخم و ناپاکی دور میکند. زنان در حال عبور از کنار شعلههای آتش، اسپند دود میکنند و با آرزوی سلامتی، این شب را گرامی میدارند.
درست در همین شب، سفرههای شام با غذای سنتی سبزیپلو با ماهی یا ماهی شکم پر مزین میشود. این وعده غذایی مانند آیینی برای تضمین سلامتی و نشاط در سال پیش رو است. در بسیاری از روستاها، عطر ماهی دودی که بر روی آتش تهیه میشود، تا سپیدهدم در فضا باقی میماند.
بازیها و سرگرمیهای به یادماندنی
در طول شبهای منتهی به عید و خصوصاً شب چهارشنبهسوری، بازیهای محلی و باستانی نقش مهمی در سرگرمی و دورهمی ایفا میکردند. بازیهایی مانند: کَلکا و کُشتی گیله مردی، فضایی شاد و مفرح برای اجتماع مردم فراهم میآوردند.
این بازیها، که با هدف تفریح و وداع با سرما برگزار میشدند، نشان دهنده پیوند عمیق مردم با سنتهای کهن و فرصتی برای ابراز قدرت و نشاط جمعی بودند.
آخرین پنجشنبه سال و گفتوگو با رفتگان
در آخرین پنجشنبه سال، اگر با دقت گوش سپاریم، صدای قدمها را میتوان در مسیر گورستانهای قدیمی گیلان شنید. مردم با دستههای گل، گلدان و سبزه عید به مزار عزیزان خود میروند.
قبرها را میشویند، شمع روشن میکنند و با رفتگان خود حرف میزنند؛ این رسم، پیوندی عمیق میان نسلهای گذشته و حال است تا ارواح عزیزان نیز در جشن آغازین بهار سهیم باشند.
نوروز خوانی و عروس گولی (رقص کهن و نوای محله)
در شبهایی که طبیعت نفس تازهای میکشد، گروههای نوروزخوان با دایره و فانوس وارد کوچهها میشوند. نوروزخوانی در گیلان، هنری است که جوهره آن امید و آرزو برای سالی پربرکت است.
مردم با شنیدن آهنگ نوروزی، با لبخند و هدایایی نظیر: برنج، تخممرغ، شیرینی و پول نقد از این گروهها پذیرایی میکنند.
اما در کنار نوروزخوانی، آیین کهن عروس گولی نیز به حیات خود ادامه میدهد. این نمایش آیینی با کاراکترهایی چون: غول، پیر بابو و نازخانم، روایتی نمادین از کشمکش نور و تاریکی و پیروزی بهار و سرزندگی بر سرمای زمستان است.
عروس گولی در تاریکی کوچهها به اجرا درمیآید. صدای کوبش دایره و چوب، همراه با خنده و شادی جمعی و هدایایی که اهالی در سبد میگذارند، همگی اجزای این رقص آیینی هستند؛ که زمستان را شکست داده و بهار را به خانهها فرا میخواند. عروس گولی فراتر از یک نمایش، بیانگر اصالت و ریشه مردم در خاک گیلان است.
تحویل سال و سفرههای هفتسین
با نزدیک شدن لحظه تحویل سال، سفره هفتسین به یک تابلوی رنگارنگ تبدیل میشود. سماق و سمنو در کنار سنبل بنفش و خوشبو قرار میگیرند، سکهها بر روی آینه میدرخشند و شمعها به دستان مادری خیره میشوند که برای سال نو دعا میخواند.
اعضای خانواده با لباسها جدید، در کنار یکدیگر مینشینند تا در فضایی آکنده از سکوت و احترام، ثانیه تحویل سال را تجربه کنند.
دید و بازدید عید و پیوندهای خانوادگی
روزهای نخست عید، درهای خانهها گشوده است. صدای خنده و تبریکات در فضا میپیچد. کوچکترها از بزرگان عیدی میگیرند، هدایایی مانند: تخممرغ رنگی، شیرینی یا پول.
بزرگان با لبخند و پذیرایی گرم، مهمانها را با انواع آش یا خوراکهای محلی مورد لطف قرار میدهند. این دید و بازدیدها، نه تنها باعث حفظ پیوندهای خانوادگی و اجتماعی میشود، بلکه به بقای سنت رفاقت و احترام کمک میکند.
نوروز در شهرهای گیلان (هر دیار، روایتی تازه)
گیلان چون باغی رنگارنگ است که هر شهرش بوی متفاوتی دارد و نوروز در هر گوشهای از آن با رنگی خاص خود جلوه میکند.
شرق گیلان: لاهیجان، لنگرود و رودسر
نوروز در این منطقه همچون چای تازهدمی است که عطرش روح را مست میکند. در برخی محلات، نوروزخوانها تا سحر آواز میخوانند و مردم با چای، شیرینیهای نخودی، برنجی و قطاب از آنها پذیرایی میکنند. سبزههای پرپشت لاهیجان در هر خانه و بر هر بام، نوید حیات و طراوت را میدهند.
مرکز گیلان: رشت و اطرافش
رشت در ایام نوروز پرشورتر از هر زمان دیگری است. بازارها با رنگ و بوی محصولات محلی زنده میشوند؛ ماهی سفید، نانهای داغ محلی و صدای فروشندگان، آهنگ زندگی را مینوازند.
مردم پس از تحویل سال، به دیدار بزرگان رفته و با سفرههایی پر از ماهی، برنج و انواع خورشتهای محلی، و شیرینیهایی مانند خرش حلوا (حلوای خرش) سال را آغاز میکنند.
غرب گیلان (صومعهسرا تا تالش)
در شهر صومعه سرا، رسمی کهن مبنی بر پخت نوعی حلوا به نام حلوای ضیابری و تعارف آن به مهمانان نوروزی وجود دارد. حلوایی که طعم آن آمیخته با صمیمیت و مهماننوازی است.
جالب اینکه در گذشته، تخممرغهای رنگی به عنوان عیدی به کودکان داده میشد. در تالش و ماسال، سوتزنی چوپانها و لباسهای محلی و رنگارنگ زنان، نوروز را به جشنوارهای از سنت و طبیعت تبدیل میکند.
نوروز که میرسد، گیلان نفس میکشد
از پنجرهی هر خانه، بوی دلنشین بهار به مشام میرسد. گیلانیها نوروز را زندگی میکنند و صرفاً آن را جشن نمیگیرند. هر یک از این رسوم، پیامآور قصهای کهن است و ریشهای محکم در خاک حاصلخیز و بارانخورده گیلان دارد.
نوروز در این دیار نه تنها تغییر فصل، بلکه تولدی دوباره برای خانه، دلها و تمام زیباییهای طبیعی است که گیلان همراه با سخاوت بهار به ما ارزانی میدارد.
یکی از زیباترین رسوم نوروز در بین مردم گیلان، اولین دیدار با بزرگترین فرد خانواده است؛ احترامی که نسلهاست همچنان پابرجاست.
نسیمی که از میان شالیزارها میگذرد، عطر شکوفههای درختان و بوی مطبوع سبزه تازه را با خود حمل میکند و مردم این دیار را آهسته به استقبال فصل بهار فرا میخواند.
پیش درآمد نوروز، وقتی خانهها بیدار میشوند
هفتهها قبل از فرارسیدن تحویل سال، خانههای گیلانی با شور و حرارتی مضاعف جان میگیرند. فرشهای شسته شده روی دیوارها و لباسها روی طنابها آویزان میشوند؛ پنجرهها برق افتاده و مادرها با روسریهای گلدار بین اتاقها در رفت و آمد هستند.
آیین خانهتکانی که در این منطقه با وسواس خاصی انجام میگیرد، صرفاً یک تمیزکاری عادی نیست! بلکه نمایانگر زدودن غمها و کدورتهای سال کهنه است. هر گرد و غباری که از خانه خارج میشود، گویی بار سنگینی از دلها برداشته شده و سبکی و طراوت را به ارمغان میآورد.
در گوشهای از حیاط، ظرفهای سفالی مملو از گندم و عدس آماده میشوند، تا تبدیل به سبزههای نوروزی شوند. کاشت سبزه برای مردم شهر رشت و گیلانیها تنها یک رسم ساده نیست. این عمل، گفتوگویی میان روح انسان و سخاوت زمین است.
همچنین جوانهزدن سبزه، پیمانی برای آغاز زندگی دوباره و سالی پربرکت است. در برخی مناطق، زنان با خواندن دعاهای مخصوص، برکت و فراوانی را برای سفره هفت سین خود طلب میکنند.
حال و هوای بازارها و هیاهوی مردم دیدنی است!
با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال، شور و هیجان خاصی در بازارهای گیلان حکم فرما است. در بازارهای سنتی، از رشت تا لاهیجان و لنگرود، مردم به دنبال خرید لوازم نو، ماهی قرمز و خوراکیهای محلی هستند.
در میان ازدحام خریداران، عطر ماهی تازه، سبزیهای محلی و شیرینیهایی نظیر: قطاب، کلوچه و کوکی میپیچد. این جنب و جوش و هیاهو، تصویری زنده از آمادگی مردم برای استقبال از سال نو و روزهای سرشار از رزق و برکت است.
نوروز خوانی (آوازهایی که به استقبال بهار میروند)
همزمان با نزدیک شدن نوروز، صدای دلنشین نوروزخوانان از شرق تا غرب گیلان طنینانداز میشود. نوروزخوانان، با جامههای رنگین و اجرای اشعار آهنگین، کوچه به کوچه قدم میزنند و مژده فرارسیدن سال نو را به اهالی خانهها میدهند.
مردم نیز با اهدای عیدیهایی نظیر: شیرینی، گردو، تخممرغ یا وجه نقد، لبخند را بدرقه راهشان میکنند.
در کنار این آیین، نمایش سنتی «تَکمگردانی» جزو یکی دیگر از آداب و رسوم مردم گیلان است. تکمگردانان، عروسکی چوبی به شکل بز معروف به تَکم را در دست میگیرند و قصههای باستانی را در قالب شعر و آواز روایت میکنند.
تکم در فرهنگ گیلانی، نماد برکت، شادی و سرآغازی نو است، که ورود آن به هر کوچه، به مانند بیدار کردن آن خانه از خواب زمستانی است.
شب چهارشنبه سوری و صدای آتش در گیلان
آیین چهارشنبه سوری در گیلان فراتر از پریدن از روی آتش است. در این زمان فضا آکنده از عطر اسپند و دود مطبوع آتشی میشود که بر دل کوچهها مینشیند.
بر اساس باورهای کهن، خرید گمج، گل و اسپند در این روز خوشیمن است و خانه را از هر گونه چشمزخم و ناپاکی دور میکند. زنان در حال عبور از کنار شعلههای آتش، اسپند دود میکنند و با آرزوی سلامتی، این شب را گرامی میدارند.
درست در همین شب، سفرههای شام با غذای سنتی سبزیپلو با ماهی یا ماهی شکم پر مزین میشود. این وعده غذایی مانند آیینی برای تضمین سلامتی و نشاط در سال پیش رو است. در بسیاری از روستاها، عطر ماهی دودی که بر روی آتش تهیه میشود، تا سپیدهدم در فضا باقی میماند.
بازیها و سرگرمیهای به یادماندنی
در طول شبهای منتهی به عید و خصوصاً شب چهارشنبهسوری، بازیهای محلی و باستانی نقش مهمی در سرگرمی و دورهمی ایفا میکردند. بازیهایی مانند: کَلکا و کُشتی گیله مردی، فضایی شاد و مفرح برای اجتماع مردم فراهم میآوردند.
این بازیها، که با هدف تفریح و وداع با سرما برگزار میشدند، نشان دهنده پیوند عمیق مردم با سنتهای کهن و فرصتی برای ابراز قدرت و نشاط جمعی بودند.
آخرین پنجشنبه سال و گفتوگو با رفتگان
در آخرین پنجشنبه سال، اگر با دقت گوش سپاریم، صدای قدمها را میتوان در مسیر گورستانهای قدیمی گیلان شنید. مردم با دستههای گل، گلدان و سبزه عید به مزار عزیزان خود میروند.
قبرها را میشویند، شمع روشن میکنند و با رفتگان خود حرف میزنند؛ این رسم، پیوندی عمیق میان نسلهای گذشته و حال است تا ارواح عزیزان نیز در جشن آغازین بهار سهیم باشند.
نوروز خوانی و عروس گولی (رقص کهن و نوای محله)
در شبهایی که طبیعت نفس تازهای میکشد، گروههای نوروزخوان با دایره و فانوس وارد کوچهها میشوند. نوروزخوانی در گیلان، هنری است که جوهره آن امید و آرزو برای سالی پربرکت است.
مردم با شنیدن آهنگ نوروزی، با لبخند و هدایایی نظیر: برنج، تخممرغ، شیرینی و پول نقد از این گروهها پذیرایی میکنند.
اما در کنار نوروزخوانی، آیین کهن عروس گولی نیز به حیات خود ادامه میدهد. این نمایش آیینی با کاراکترهایی چون: غول، پیر بابو و نازخانم، روایتی نمادین از کشمکش نور و تاریکی و پیروزی بهار و سرزندگی بر سرمای زمستان است.
عروس گولی در تاریکی کوچهها به اجرا درمیآید. صدای کوبش دایره و چوب، همراه با خنده و شادی جمعی و هدایایی که اهالی در سبد میگذارند، همگی اجزای این رقص آیینی هستند؛ که زمستان را شکست داده و بهار را به خانهها فرا میخواند. عروس گولی فراتر از یک نمایش، بیانگر اصالت و ریشه مردم در خاک گیلان است.
تحویل سال و سفرههای هفتسین
با نزدیک شدن لحظه تحویل سال، سفره هفتسین به یک تابلوی رنگارنگ تبدیل میشود. سماق و سمنو در کنار سنبل بنفش و خوشبو قرار میگیرند، سکهها بر روی آینه میدرخشند و شمعها به دستان مادری خیره میشوند که برای سال نو دعا میخواند.
اعضای خانواده با لباسها جدید، در کنار یکدیگر مینشینند تا در فضایی آکنده از سکوت و احترام، ثانیه تحویل سال را تجربه کنند.
دید و بازدید عید و پیوندهای خانوادگی
روزهای نخست عید، درهای خانهها گشوده است. صدای خنده و تبریکات در فضا میپیچد. کوچکترها از بزرگان عیدی میگیرند، هدایایی مانند: تخممرغ رنگی، شیرینی یا پول.
بزرگان با لبخند و پذیرایی گرم، مهمانها را با انواع آش یا خوراکهای محلی مورد لطف قرار میدهند. این دید و بازدیدها، نه تنها باعث حفظ پیوندهای خانوادگی و اجتماعی میشود، بلکه به بقای سنت رفاقت و احترام کمک میکند.
نوروز در شهرهای گیلان (هر دیار، روایتی تازه)
گیلان چون باغی رنگارنگ است که هر شهرش بوی متفاوتی دارد و نوروز در هر گوشهای از آن با رنگی خاص خود جلوه میکند.
شرق گیلان: لاهیجان، لنگرود و رودسر
نوروز در این منطقه همچون چای تازهدمی است که عطرش روح را مست میکند. در برخی محلات، نوروزخوانها تا سحر آواز میخوانند و مردم با چای، شیرینیهای نخودی، برنجی و قطاب از آنها پذیرایی میکنند. سبزههای پرپشت لاهیجان در هر خانه و بر هر بام، نوید حیات و طراوت را میدهند.
مرکز گیلان: رشت و اطرافش
رشت در ایام نوروز پرشورتر از هر زمان دیگری است. بازارها با رنگ و بوی محصولات محلی زنده میشوند؛ ماهی سفید، نانهای داغ محلی و صدای فروشندگان، آهنگ زندگی را مینوازند.
مردم پس از تحویل سال، به دیدار بزرگان رفته و با سفرههایی پر از ماهی، برنج و انواع خورشتهای محلی، و شیرینیهایی مانند خرش حلوا (حلوای خرش) سال را آغاز میکنند.
غرب گیلان (صومعهسرا تا تالش)
در شهر صومعه سرا، رسمی کهن مبنی بر پخت نوعی حلوا به نام حلوای ضیابری و تعارف آن به مهمانان نوروزی وجود دارد. حلوایی که طعم آن آمیخته با صمیمیت و مهماننوازی است.
جالب اینکه در گذشته، تخممرغهای رنگی به عنوان عیدی به کودکان داده میشد. در تالش و ماسال، سوتزنی چوپانها و لباسهای محلی و رنگارنگ زنان، نوروز را به جشنوارهای از سنت و طبیعت تبدیل میکند.
نوروز که میرسد، گیلان نفس میکشد
از پنجرهی هر خانه، بوی دلنشین بهار به مشام میرسد. گیلانیها نوروز را زندگی میکنند و صرفاً آن را جشن نمیگیرند. هر یک از این رسوم، پیامآور قصهای کهن است و ریشهای محکم در خاک حاصلخیز و بارانخورده گیلان دارد.
نوروز در این دیار نه تنها تغییر فصل، بلکه تولدی دوباره برای خانه، دلها و تمام زیباییهای طبیعی است که گیلان همراه با سخاوت بهار به ما ارزانی میدارد.