در نوار سرسبز و بارانخیز شمال ایران، جایی که رطوبت و بارشهای همیشگی بخشی از زندگی مردم است، معماری گیلان بهعنوان شیوهای سازگار و آزمودهشده از دل همین طبیعت شکل گرفته است. این خانهها فقط سرپناه نیستند؛ آنها نتیجه سالها زندگی و تجربه مردم کنار جنگل، باران و زمینهای نمناک هستند.
برای ساختن این خانهها، مردم به سراغ همان چیزهایی رفتهاند که در دسترس بود: چوب، کُلش و گل. همین مصالح ساده باعث شدهاند تا خانهها در برابر رطوبت، باد و باران دوام بیاورند و با محیط اطراف کاملاً هماهنگ بمانند.
در ادامه، نگاهی میکنیم به اجزای اصلی این خانهها و اینکه چگونه در بخشهای مختلف گیلان (از جلگه تا کوهستان) شکل و سبکشان تغییر میکند؛ اما روح مشترکشان همچنان حفظ میشود.
ریشههای معمای گیلان: خانههایی که از خاک روییدند
اگر بخواهیم بدانیم خانههای گیلان از کجا آمدهاند، باید هزاران سال به عقب برگردیم؛ به زمانی که زندگی مردم این منطقه کاملاً به کشاورزی و روستاهای ساده گره خورده بود.
نخستین خانهها، قصهی سادگیاند:
آن روزها، مردم برای ساختن خانههایشان دنبال مصالح خاصی نبودند. آنها از طبیعت اطراف خود استفاده میکردند؛ مصالحی که دم دست بود و با محیط سازگار:
تنه درختان و چوب جنگل: ستونها و اسکلت اصلی خانه را میساختند.
گِل و ملات آهکی: برای ساخت دیوارها و پوشاندن درزها
کُلش و الیاف گیاهی: برای پوشاندن سقف (قبل از آمدن سفال)
سنگهای رودخانه و کوه: برای محکم کردن پایهها و پی ساختمان
جالب اینجاست که خانههای اولیه گیلان، شباهتهایی به خانههای چوبی قفقاز و مناطق شمالی دریای خزر دارند. این موضوع به ما نشان میدهد که معماری گیلان فقط در یک گوشه به دنیا نیامده، بلکه با مردمان همسایه و راهی که کشتیهای تجاری از دریای خزر میآمدند و میرفتند، تبادل فرهنگی داشته و شکل گرفته است.
5 راز خانههای گیلان: چطور در این هوا دوام میآورند؟
قبل از اینکه ببینیم خانههای شرق و غرب گیلان چه فرقی دارند، باید با پنج قانون اصلی آشنا شویم؛ قوانینی که باعث شدهاند معماری گیلان در تمام ایران خاص و متفاوت باشد.
1. خانههایی با پای بلند (کرسیدار)
در تقریباً تمام گیلان، خانهها روی ستونها و پایههای بلند چوبی یا سنگی ساخته میشوند. این ارتفاع برای این منطقه یک اجبار آب و هوایی است:
فرار از رطوبت: اصلیترین دلیل این است که خانه از زمین مرطوب فاصله بگیرد و نَم و رطوبت نتواند خودش را به دیوارهای خانه برساند.
جریان هوا: با این کار، هوا دائم زیر خانه در جریان است و اجازه نمیدهد کف خانه مرطوب بماند (یک سیستم خشککننده طبیعی).
دور ماندن از حیوانات: این ارتفاع کمک میکند تا جانوران موذی و حشرات نتوانند به راحتی وارد خانه شوند.
2. تَلار یا ایوانهای بزرگ و باز
ایوان که در گیلان به آن تَلار هم میگویند؛ شاید مهمترین قسمت خانه باشد. این ایوانها، فضای نیمهباز و بزرگی هستند که برای تمام کارهای زندگی استفاده میشوند:
فضایی عالی برای خشککردن محصولاتی مثل برنج و چای
محل نشستن، استراحت، دورهمی و انجام کارهای روزمره که نیاز به هوای آزاد دارند.
حتی در شبهای گرم تابستان، ایوان بهترین جا برای خوابیدن و پناه بردن از گرمای داخل است.
3. بامهای شیبدار (ضد باران)
سقف خانههای گیلان بسیار شیبدار ساخته میشود. چرا؟ چون در گیلان، باران به صورت زاویهدار میبارد. وجود شیب بام باعث میشود که آب باران شدید، در سریعترین زمان ممکن از روی بام سر بخورد و از خانه دور شود.
جنس سقف در غرب: بیشتر از سفالهای قرمز که در منطقه رواج بیشتری داشتند.
جنس سقف در شرق و مرکز: از چوب درخت تبریزی، یا گالی (نوعی پوشش گیاهی)، یا ترکیبی از این مواد استفاده میشد.
4. چوب: ماده اصلی ساخت و ساز
از آنجایی که جنگلهای انبوه گیلان همیشه در دسترس بودهاند، چوب مهمترین مادهای است که در اسکلت و ساختار خانه به کار رفته. چوب در برابر زلزله کمی انعطافپذیر است و برای ساخت و ساز روی زمینهای مرطوب، مادهای سبک و مناسب به حساب میآمد.
5. نقشهی خانه، براساس زندگی
نقشهی داخلی خانههای گیلانی براساس نیازهای واقعی یک خانواده روستایی طراحی شده است:
انبار برنج و فضای نگهداری دام (طویله) معمولاً در طبقه پایین یا زیر فضای کرسیدار قرار میگرفت.
فضاهای اصلی زندگی، آشپزی و خواب در طبقات بالاتر و دور از رطوبت زمین قرار داشتند.
این پنج اصل، ستونهای اصلی معماری در سراسر گیلان هستند. این شیوههای ساخت نشان میدهد که مردم گیلان چقدر خوب توانستهاند باران و رطوبت را به یک دوست و نه به یک دشمن تبدیل کنند.
معماری شرق گیلان: خانههایی که باران را پس میزنند!
شرق گیلان مناطقی مثل: لنگرود، لاهیجان و رودسر نسبت به غرب، بارندگی شدیدتر و رطوبت بالاتری دارد. به همین دلیل، مردم این منطقه مجبور بودند برای خانهسازی، کمی سختگیرتر و محافظهکارتر عمل کنند.
ویژگیهای خانههای شرق گیلان
سقفهای گیاهی و چوبی: در این مناطق، سقفهای گالیپوش (از الیاف گیاهی) و چوبی خیلی بیشتر از سفالهای قرمز دیده میشوند. این مواد به خاطر رطوبت زیاد، عملکرد بهتری دارند و آب را بهتر پس میزنند.
تراسهای کوچکتر: در مقایسه با غرب گیلان، ایوانها یا تراسها کمی باریکتر ساخته میشوند.
استفاده از چوبهای ضد آب: در ساختار خانه، از چوبهایی استفاده میشد که مقاومت بیشتری در برابر نَم و رطوبت داشته باشند و معمولاً لایههای عایق سنتی بیشتری هم به کار میبردند.
دیوارهای چوبی و گِلی: دیوارها اغلب با چوب و گِل ساخته میشدند و گاهی نی (لویی) هم برای محکمتر شدن به آنها اضافه میشد.
خانههای کوهستانهای شرق
در بخشهای کوهستانی شرق (مانند مناطق اشکورات و ارتفاعات املش)، ماجرای خانه سازی کمی فرق میکند. چون شیب زمین خیلی زیاد است:
خانهها پلکانی و پلهپله ساخته میشوند. به جای اینکه تمام خانه را روی پایههای بلند بسازند، آن را روی شیب طبیعی زمین قرار میدهند تا در برابر بادهای شدید و لرزش زمین محکمتر بمانند.
همانطور که دیدیم، باران زیاد شرق گیلان باعث شده مردم از سقفهای گیاهی و چوبی بیشتری استفاده کنند تا از خانهشان بهتر مراقبت کنند. حالا وقت آن است که به مناطق جلگهای بپردازیم و ببینیم در آنجا که آب و هوا کمی متفاوت است، خانهها چه شکلی پیدا کردهاند.
معماری جلگهی مرکزی: ترکیبی از سادگی و سلیقه
جلگهی مرکزی گیلان شامل شهرهایی مثل: رشت و خمام و خشکبیجار، آب و هوای معتدلتری نسبت به شرق بسیار بارانی یا کوهستانهای سرد دارد. به همین دلیل، معماری این مناطق تلفیقی از سادگی شرق و راحتی غرب استان است.
ویژگیهای خانههای جلگه
سقفهای رایج: سقفها بیشتر با سفال قرمز پوشیده میشدند که هم در برابر باران خوب عمل میکرد و هم ظاهری زیبا داشت.
حیاطهای بزرگ: چون زمینهای کشاورزی و مسطح در دسترس بود، خانهها معمولاً حیاطهای وسیعتری داشتند.
ایوانهای بازتر: به دلیل اینکه جریان باد در جلگه بهتر است، ایوانها (تَلار) را بازتر و بزرگتر میساختند تا برای نشستن و کار، فضای راحتتری فراهم شود.
مصالح متنوع: دیوارها با ترکیبی از چوب و گِل ساخته میشدند و هرچه زمان جلوتر رفت، کمکم آجر هم به این ترکیب اضافه شد.
نکته جالب: تأثیر فرهنگهای جدید
در شهر رشت، ماجرای جالبی اتفاق افتاد. از دوران قاجار به بعد، به خاطر رفت و آمدها و نفوذ فرهنگی اروپاییها، خانههای شهری شروع به گرفتن کمی سلیقه جدید کردند:
برخی خانهها دارای تزئینات چوبی زیبا و پنجرههای بلند و شیشهای (مانند پنجرههای فرانسوی) شدند. اما نکته مهم این است که اساس ساختار سنتی گیلانی (مثل همان پایههای بلند و سقف شیبدار) همچنان حفظ شد و تغییر نکرد.
معماری جلگه مرکزی گیلان، با حفظ اصول بومی، کمی از سلیقهی جدید شهرنشینی را هم به خانهها اضافه کرده است. در بخش بعدی، به سمت غرب گیلان (تالش) میرویم تا ببینیم در آنجا که کوهستان و جنگل ترکیب شدهاند، خانهها چه تفاوتهایی دارند.
معماری غرب گیلان: از دشت تا ییلاقات پلکانی
غرب گیلان (شامل فومن، ماسوله، تالش و ماسال) منطقهای با تنوع جغرافیایی زیاد است؛ از جلگههای مسطح کنار دریا گرفته تا کوههای بلند. همین تنوع باعث شده است که معماری این بخش از استان، چند شکل مختلف به خود بگیرد.
1. خانههای دشت و جلگه (فومن و صومعهسرا)
در مناطق نزدیک به دشت، خانهها شباهت زیادی به جلگه مرکزی دارند:
سقف سفالی: سقفها بیشتر با سفال پوشیده شدهاند.
ایوان بزرگ: تراسها یا ایوانها بزرگتر و بازتر هستند تا از هوای خوب منطقه استفاده شود.
دو طبقه برای زندگی: خانهها معمولاً دو طبقه بودند تا هم فضای کافی برای زندگی فراهم شود و هم انبار برنج در طبقه پایین قرار بگیرد.
2. معماری کوهستانی: داستان ماسوله
ماسوله معروفترین نمونه معماری کوهستانی در ایران و یکی از شگفتانگیزترین نمونهها در جهان است. دلیل شکلگیری این معماری خاص، شیب بسیار تند کوه و نیاز به محافظت از خانهها بود:
ویژگی
چرا مهم است؟
خانههای پلکانی
هر خانه روی شیب کوه بنا شده و پشتبام آن، حیاط خانه بالایی است. این کار هم فضا را بهینه میکند و هم به استحکام سازه در شیب کمک میکند.
مصالح محکم
استفاده بسیار زیاد از سنگ و چوب که مواد محلی و مقاوم در برابر رانش زمین و رطوبت هستند.
کوچههای بدون خودرو
کوچهها پلکانی و فقط برای رفتوآمد پیاده ساخته شدهاند.
نماهای اُخرایی
نمای خانهها با رنگ زرد و اُخرایی پوشیده شده که در میان سبزی کوهستان، جلوهای بینظیر ایجاد میکند.
3. معماری تالشی
در غربیترین نواحی استان (تالش)، معماری تحت تأثیر همسایههای شمالی (قفقاز) قرار میگیرد و ویژگیهای خاصی دارد:
سقفهای بلند چوبی: برای مقابله با بارانهای کوهستانی، سقفها بلندتر و معمولاً با پوشش گیاهی گالی ساخته میشدند.
دیوارهای قاببندی شده: دیوارهای چوبی با قاببندی محکم ساخته میشدند تا ساختار مقاومتری داشته باشند.
تراسهای باریک و کشیده: ایوانها معمولاً شکلی باریک و طویل دارند.
مصالح سنتی مورد استفاده در غرب گیلان
مردم این مناطق از مصالحی استفاده میکردند که از همان جنگلها و کوهها به دست میآمد:
چوب: چوبهای تبریزی، توسکا و آزاد (برای ستونها و اسکلت)
سنگ کوهی: برای محکم کردن پی ساختمان و جلوگیری از نَم زمین
ملات: ترکیبی از گِل و آهک
بام:سفال یا گالی (الیاف گیاهی)
عایقسازی: استفاده از حصیر و نی برای عایق کردن دیوارها و سقف.
همانطور که دیدیم، تنوع جغرافیایی غرب گیلان، خانههایی خلق کرده است که هر کدام به شکلی خاص با طبیعت منطقهشان آشتی کردهاند؛ از خانههای دوطبقه جلگهای گرفته تا شگفتی معماری شهرسازی ماسوله. این سازهها، نشان میدهند که معماری بومی گیلان در هر گوشه از استان، پاسخی خردمندانه به چالشهای زندگی در کنار باران، رطوبت و کوهستان بوده است.
معماری گیلان: خانههایی که با زندگی گره خوردهاند
خانه در گیلان، چیزی فراتر از یک سقف بالای سر است. شکل و شمایل خانه، دقیقاً بازتاب مستقیم نوع زندگی مردم و کارهایی است که هر روز انجام میدهند. در واقع، هر گوشهای از خانه برای یک کار مشخص در زندگی روزمره طراحی شده است:
ایوان (تَلار): این فضای بزرگ باز، نقش یک کارگاه خانگی را بازی میکرد. مهمترین کار آن خشککردن محصولات کشاورزی مثل برنج و چای بود، اما محلی برای گپزدن و برگزاری مهمانیهای کوچک محلی نیز بهشمار میرفت.
انبار برنج: برنج، مهمترین دارایی خانواده بود. برای محافظت از آن در برابر رطوبت و جانوران، انبارهای برنج (کِش کِلای) را معمولاً در طبقه بالا میساختند تا کاملاً خشک بماند.
طویله و دامداری: در خانههای قدیمی، طویله یا محل نگهداری دام در طبقه پایین (زیر بخش کرسیدار) قرار میگرفت. این کار به کنترل دمای خانه در زمستان کمک میکرد و رسیدگی به دامها آسانتر بود.
در نهایت باید گفت که خانه گیلانی فقط جایی برای خوابیدن و زندگی نیست؛ بلکه مرکز اقتصاد و قلب تپندهی خانواده است؛ جایی که کار و زندگی، زیر یک سقف شیبدار با هم ترکیب میشوند.
معماری گیلان؛ روایتی از خانههایی که باران را دوست دارند.
با نگاه به خانههای بومی گیلان، میبینیم که مردم این سرزمین چگونه توانستهاند با سادهترین مصالح و نسلها هوشمندی، یک شاهکار معماری بسازند؛ معماریای که نه تنها در برابر چالشهای شدید آب و هوایی منطقه دوام آورده، بلکه با فرهنگ، کار و زندگی روزمره مردم پیوندی ناگسستنی دارد.
این خانهها، با سقفهای شیبدار، ایوانهای باز و پایههای بلندشان، درسی بزرگ برای معماری امروز ما هستند: اینکه چطور میتوانیم با کمک گرفتن از طبیعت به جای جنگیدن با آن، فضاهایی بسازیم که هم پایدار باشند و هم حس گرما و زندگی را در خود حفظ کنند. معماری گیلان، قصیدهی زندگی است؛ قصیدهای که با زبان چوب، گِل و باران سروده شده است.
منابع
لینک مقاله — The architecture and construction processes of the vernacular Shikili Houses in Gilan لینک مقاله — Cultural Sustainability Patterns in Vernacular Architecture: A Case Study of Gilan لینک مقاله — Modeling of In-Between Spaces in Vernacular Houses of East Gilan لینک مقاله — Gilan xii. Rural Housing لینک مقاله — Cultural Sustainability Patterns in Vernacular Architecture (CIAV-IRAN Bulletin)
در مقایسه با سایر نقاط کشور، مسکن بومی گیلان از لحاظ کالبدی و کارکردی متفاوت است؛ این تفاوت ناشی از واکنش به نیازهای اقلیمی، فرهنگی و اجتماعی خاص منطقه است، ضمن آنکه شاخصهای معنایی و هویتی معماری ایرانی نیز در آن قابل تشخیص است. – مقاله «تطبیق ویژگی های معماری ایرانی در معماری بومی گیلان»
در نوار سرسبز و بارانخیز شمال ایران، جایی که رطوبت و بارشهای همیشگی بخشی از زندگی مردم است، معماری گیلان بهعنوان شیوهای سازگار و آزمودهشده از دل همین طبیعت شکل گرفته است. این خانهها فقط سرپناه نیستند؛ آنها نتیجه سالها زندگی و تجربه مردم کنار جنگل، باران و زمینهای نمناک هستند.
برای ساختن این خانهها، مردم به سراغ همان چیزهایی رفتهاند که در دسترس بود: چوب، کُلش و گل. همین مصالح ساده باعث شدهاند تا خانهها در برابر رطوبت، باد و باران دوام بیاورند و با محیط اطراف کاملاً هماهنگ بمانند.
در ادامه، نگاهی میکنیم به اجزای اصلی این خانهها و اینکه چگونه در بخشهای مختلف گیلان (از جلگه تا کوهستان) شکل و سبکشان تغییر میکند؛ اما روح مشترکشان همچنان حفظ میشود.
ریشههای معمای گیلان: خانههایی که از خاک روییدند
اگر بخواهیم بدانیم خانههای گیلان از کجا آمدهاند، باید هزاران سال به عقب برگردیم؛ به زمانی که زندگی مردم این منطقه کاملاً به کشاورزی و روستاهای ساده گره خورده بود.
نخستین خانهها، قصهی سادگیاند:
آن روزها، مردم برای ساختن خانههایشان دنبال مصالح خاصی نبودند. آنها از طبیعت اطراف خود استفاده میکردند؛ مصالحی که دم دست بود و با محیط سازگار:
جالب اینجاست که خانههای اولیه گیلان، شباهتهایی به خانههای چوبی قفقاز و مناطق شمالی دریای خزر دارند. این موضوع به ما نشان میدهد که معماری گیلان فقط در یک گوشه به دنیا نیامده، بلکه با مردمان همسایه و راهی که کشتیهای تجاری از دریای خزر میآمدند و میرفتند، تبادل فرهنگی داشته و شکل گرفته است.
5 راز خانههای گیلان: چطور در این هوا دوام میآورند؟
قبل از اینکه ببینیم خانههای شرق و غرب گیلان چه فرقی دارند، باید با پنج قانون اصلی آشنا شویم؛ قوانینی که باعث شدهاند معماری گیلان در تمام ایران خاص و متفاوت باشد.
1. خانههایی با پای بلند (کرسیدار)
در تقریباً تمام گیلان، خانهها روی ستونها و پایههای بلند چوبی یا سنگی ساخته میشوند. این ارتفاع برای این منطقه یک اجبار آب و هوایی است:
2. تَلار یا ایوانهای بزرگ و باز
ایوان که در گیلان به آن تَلار هم میگویند؛ شاید مهمترین قسمت خانه باشد. این ایوانها، فضای نیمهباز و بزرگی هستند که برای تمام کارهای زندگی استفاده میشوند:
3. بامهای شیبدار (ضد باران)
سقف خانههای گیلان بسیار شیبدار ساخته میشود. چرا؟ چون در گیلان، باران به صورت زاویهدار میبارد. وجود شیب بام باعث میشود که آب باران شدید، در سریعترین زمان ممکن از روی بام سر بخورد و از خانه دور شود.
4. چوب: ماده اصلی ساخت و ساز
از آنجایی که جنگلهای انبوه گیلان همیشه در دسترس بودهاند، چوب مهمترین مادهای است که در اسکلت و ساختار خانه به کار رفته. چوب در برابر زلزله کمی انعطافپذیر است و برای ساخت و ساز روی زمینهای مرطوب، مادهای سبک و مناسب به حساب میآمد.
5. نقشهی خانه، براساس زندگی
نقشهی داخلی خانههای گیلانی براساس نیازهای واقعی یک خانواده روستایی طراحی شده است:
این پنج اصل، ستونهای اصلی معماری در سراسر گیلان هستند. این شیوههای ساخت نشان میدهد که مردم گیلان چقدر خوب توانستهاند باران و رطوبت را به یک دوست و نه به یک دشمن تبدیل کنند.
معماری شرق گیلان: خانههایی که باران را پس میزنند!
شرق گیلان مناطقی مثل: لنگرود، لاهیجان و رودسر نسبت به غرب، بارندگی شدیدتر و رطوبت بالاتری دارد. به همین دلیل، مردم این منطقه مجبور بودند برای خانهسازی، کمی سختگیرتر و محافظهکارتر عمل کنند.
ویژگیهای خانههای شرق گیلان
خانههای کوهستانهای شرق
در بخشهای کوهستانی شرق (مانند مناطق اشکورات و ارتفاعات املش)، ماجرای خانه سازی کمی فرق میکند. چون شیب زمین خیلی زیاد است:
خانهها پلکانی و پلهپله ساخته میشوند. به جای اینکه تمام خانه را روی پایههای بلند بسازند، آن را روی شیب طبیعی زمین قرار میدهند تا در برابر بادهای شدید و لرزش زمین محکمتر بمانند.
همانطور که دیدیم، باران زیاد شرق گیلان باعث شده مردم از سقفهای گیاهی و چوبی بیشتری استفاده کنند تا از خانهشان بهتر مراقبت کنند. حالا وقت آن است که به مناطق جلگهای بپردازیم و ببینیم در آنجا که آب و هوا کمی متفاوت است، خانهها چه شکلی پیدا کردهاند.
معماری جلگهی مرکزی: ترکیبی از سادگی و سلیقه
جلگهی مرکزی گیلان شامل شهرهایی مثل: رشت و خمام و خشکبیجار، آب و هوای معتدلتری نسبت به شرق بسیار بارانی یا کوهستانهای سرد دارد. به همین دلیل، معماری این مناطق تلفیقی از سادگی شرق و راحتی غرب استان است.
ویژگیهای خانههای جلگه
نکته جالب: تأثیر فرهنگهای جدید
در شهر رشت، ماجرای جالبی اتفاق افتاد. از دوران قاجار به بعد، به خاطر رفت و آمدها و نفوذ فرهنگی اروپاییها، خانههای شهری شروع به گرفتن کمی سلیقه جدید کردند:
برخی خانهها دارای تزئینات چوبی زیبا و پنجرههای بلند و شیشهای (مانند پنجرههای فرانسوی) شدند. اما نکته مهم این است که اساس ساختار سنتی گیلانی (مثل همان پایههای بلند و سقف شیبدار) همچنان حفظ شد و تغییر نکرد.
معماری جلگه مرکزی گیلان، با حفظ اصول بومی، کمی از سلیقهی جدید شهرنشینی را هم به خانهها اضافه کرده است. در بخش بعدی، به سمت غرب گیلان (تالش) میرویم تا ببینیم در آنجا که کوهستان و جنگل ترکیب شدهاند، خانهها چه تفاوتهایی دارند.
معماری غرب گیلان: از دشت تا ییلاقات پلکانی
غرب گیلان (شامل فومن، ماسوله، تالش و ماسال) منطقهای با تنوع جغرافیایی زیاد است؛ از جلگههای مسطح کنار دریا گرفته تا کوههای بلند. همین تنوع باعث شده است که معماری این بخش از استان، چند شکل مختلف به خود بگیرد.
1. خانههای دشت و جلگه (فومن و صومعهسرا)
در مناطق نزدیک به دشت، خانهها شباهت زیادی به جلگه مرکزی دارند:
2. معماری کوهستانی: داستان ماسوله
ماسوله معروفترین نمونه معماری کوهستانی در ایران و یکی از شگفتانگیزترین نمونهها در جهان است. دلیل شکلگیری این معماری خاص، شیب بسیار تند کوه و نیاز به محافظت از خانهها بود:
3. معماری تالشی
در غربیترین نواحی استان (تالش)، معماری تحت تأثیر همسایههای شمالی (قفقاز) قرار میگیرد و ویژگیهای خاصی دارد:
مصالح سنتی مورد استفاده در غرب گیلان
مردم این مناطق از مصالحی استفاده میکردند که از همان جنگلها و کوهها به دست میآمد:
همانطور که دیدیم، تنوع جغرافیایی غرب گیلان، خانههایی خلق کرده است که هر کدام به شکلی خاص با طبیعت منطقهشان آشتی کردهاند؛ از خانههای دوطبقه جلگهای گرفته تا شگفتی معماری شهرسازی ماسوله. این سازهها، نشان میدهند که معماری بومی گیلان در هر گوشه از استان، پاسخی خردمندانه به چالشهای زندگی در کنار باران، رطوبت و کوهستان بوده است.
معماری گیلان: خانههایی که با زندگی گره خوردهاند
خانه در گیلان، چیزی فراتر از یک سقف بالای سر است. شکل و شمایل خانه، دقیقاً بازتاب مستقیم نوع زندگی مردم و کارهایی است که هر روز انجام میدهند. در واقع، هر گوشهای از خانه برای یک کار مشخص در زندگی روزمره طراحی شده است:
در نهایت باید گفت که خانه گیلانی فقط جایی برای خوابیدن و زندگی نیست؛ بلکه مرکز اقتصاد و قلب تپندهی خانواده است؛ جایی که کار و زندگی، زیر یک سقف شیبدار با هم ترکیب میشوند.
معماری گیلان؛ روایتی از خانههایی که باران را دوست دارند.
با نگاه به خانههای بومی گیلان، میبینیم که مردم این سرزمین چگونه توانستهاند با سادهترین مصالح و نسلها هوشمندی، یک شاهکار معماری بسازند؛ معماریای که نه تنها در برابر چالشهای شدید آب و هوایی منطقه دوام آورده، بلکه با فرهنگ، کار و زندگی روزمره مردم پیوندی ناگسستنی دارد.
این خانهها، با سقفهای شیبدار، ایوانهای باز و پایههای بلندشان، درسی بزرگ برای معماری امروز ما هستند: اینکه چطور میتوانیم با کمک گرفتن از طبیعت به جای جنگیدن با آن، فضاهایی بسازیم که هم پایدار باشند و هم حس گرما و زندگی را در خود حفظ کنند. معماری گیلان، قصیدهی زندگی است؛ قصیدهای که با زبان چوب، گِل و باران سروده شده است.
منابع
لینک مقاله — The architecture and construction processes of the vernacular Shikili Houses in Gilan
لینک مقاله — Cultural Sustainability Patterns in Vernacular Architecture: A Case Study of Gilan
لینک مقاله — Modeling of In-Between Spaces in Vernacular Houses of East Gilan
لینک مقاله — Gilan xii. Rural Housing
لینک مقاله — Cultural Sustainability Patterns in Vernacular Architecture (CIAV-IRAN Bulletin)